❤هستی مامان وبابا❤❤هستی مامان وبابا❤، تا این لحظه: 13 سال و 3 روز سن داره
❤عشق مامان وبابا❤❤عشق مامان وبابا❤، تا این لحظه: 4 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

♥♡آرتین و سلین♡♥

اندراحوالات آرتین جونم*

سلام نفس مامان خوبی پسرنازم؟ مامانی فدات بشه خیلی دوستت دارم ماه شدی ماه عاشقتم که اینقدردرکت زیاده وکلی کمک حالمی خب پسرمامان چندماهی بودنمیتونستم عکس بزارم تلگرام که ارور میداد باکامپیوترم سخته پست گذاشتن.ولی دیشب یهویی دیدم میشه عکس گذاشت.ولی بعضیاشون توپست قبلی تکرارین خب... اول ازهمه چیزتولدت هزاران بارمبارک خداروصدهزارمرتبه شکر که توروبهم هدیه داد ،منولایق مادرشدن دونست.فدات بشم من منوبابایی عاشقتیم نفسمون به نفست بنده.خب مهدرفتنت که خداروشکرخیلی عالیه خودت تکالیفتوانجام میده وباشوروشوق به مهدمیری.وکلی هم خوشحالی تابستان کلی مسافرت یک یادوروزه رفتیم.وکلی خوش گذشت.توشهریورهم که کمکم کردی وبراتولدبابایی کیک پختیم وس...
15 بهمن 1397

*روزمره گیهای آرتین ورفتن به مهد*

S .: سلام فندق مامانی😍 خوبی عشقم؟نمیدونم الآن که اینارومیخونی چندسالته. زمان خیلی زودمیگذره،گاهی باخودم میگم کاش همیشه کوچولوبمونی وهمیشه بغلم باشی. عزیزدلم هرچقدرازدرک وفهمت بگم کم گفتم،اینقدرباهام گرم صحبت میکنی،یه حرفایی میزنی که بیشترازسنته.همیشه وهمه جاکمک حالمی وهمیشه به حرفم گوش میدی،خیلی شلوغی ولی درعین شلوغی باادبم هستی واین خیلی خوبه،پسرنازم اگه برات یه چیزی بگم وازت بخوام به کسی نگی اصلانمیگی،ازت کاری بخوام زودانجام میدی،غذای موردعلاقه تودرست کنم کلی قربون صدقم میری فدات بشم من نفسم که حسابی بهم انرژی میدی.میای یه حرفی بهم میزنی ومیگی به بابانگوها خصوصیه😊 کلی حرف (به قول خودت) خصوصی داری که فقط به من میگی ،بابایی روخیلی دوست دا...
17 مهر 1397

*اولین روزمهد*

S .: یه سلام پاییزی براگل پسرنازم الهی من فدات بشم آرتینم... خــــــب...ازکجاشروع کنم؟ بله شهریورماه تصمیم گرفتیم بریم وتورومهدثبت نام کنیم بامامانم سه تایی رفتیم وچندجارودیدیم وقرارشدمهدکودک گلشن ثبت نامت کنیم.توهم ازمحیط مهدخیلی خوشت اومدواین برام خیلی خوشحال کننده بود،دوهفته بعدازثبت نام رفتیم براپرو لباس فرمت،وبیست وپنج شهریورروزاول مهدت بود تاقبل ازمهرباهم آشنابشین.خیلی حس خوبی بودرفتیم (مامانم ودایی هم اومدن وبعدش رفتن ودوتایی موندیم ) وکلی بهت خوش گذشت اکثربچه هاباوجودماماناشون بازم گریه میکردن ولی من ازت خیلی راضی بودم ساعت ۱۱شدوبرگشتیم خونه وکلی برابابایی تعریف کردی وماهم حسابی کیف کردیم ازشوروشوقت محرم تموم شدوتاسوعاوعاشو...
8 مهر 1397

*سفربه شمال*

یه ســــــــــــلام پرانــــــــــرژی براپسرگلم ودوست جونیای عزیزم فدای همتون خـب...ازکجاشروع کنم؟🤔 آهان بابایی توتعطیلات نوروزی کلی اسرارداشت بریم مسافرت،ولی من دوست نداشتم توعیدجایی بریم.عیدگذشت وگذشت تا تعطیلات سیزده شروع شد وتصمیم گرفتیم بریم یه مسافرت کوشولو.ده فروردین ساعت ۶صبح راهی آستاراشدیم وظهررسیدیم آستارا. بعدازصرف نهاررفتیم لب دریا وبازارساحلی. دیگه هواتاریک شده بودورفتیم براخوردن شام. شب رواونجاموندیم،وصبح راهی شدیم،صبحونه روتوماشین خوردیم،وحدود۱۱بودرسیدیم ساحل زیبای گیسوم.بعدازکلی گردش وعکس واسب سواری وموتورسواری نهاررواونجا خوردیم، وساع...
23 مرداد 1397